جرعه عطش

تاحالا شده چشمتون به یکی بیفته و ازون به بعد هرچی نیگاش کنین سیر نشین!؟ تا حالا شده دنبال یه چیزی برین که هرچی بهش نزدیکتر میشین احساس کنین راه بیشتری پیش پاتونه !؟ تاحالا شده تو یه راهی بیفتین که هرچی جلوتر می رین مشتاق تر شین!؟ تاحالا شده کسی به جای یه لیوان آب یه استکان تشنگی بهتون بده!؟ راستی طعم عطش چه جوریه!؟

شعر قدسی ...
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ دی ۱۳۸٢ 

سپید ترین شعرهایم را

برای سیاهترین روزهای عمر فلسطین سروده ام

در این زمانه که عاطفه وزنی ندارد

چگونه قافیه ها را ردیف کنم

سپیدترین شعرهایم

سنگین ترین آنهاست

چون برای انتفاضه سروده ام

سپیدترین شعرهایم

سبک ترین آنهاست

چون برای فلسطین سروده ام 

اگرچه شاعر نیستم

هرگاه از فلسطین صحبت کرده ام

شعر قدسی سروده ام

سپید گفته ام چون خوب می دانم

در کنج راحت نشستن و از حماسه سرودن

نه وزنی دارد

و نه رنگی

و نه حتی ارزش کوچکترین سنگی

اگرچه روسیاه تر از سنگم

شعرم برای شما

همیشه سپید می ماند

چرا که من هم مانند شما به تحقق وعده الهی یقین دارم:

 " و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین" 


کلمات کلیدی: